ای دست ضعیف رنجدیده
از پهلوی من ستم کشیده
از پهلوی من ستم کشیده
گشته سپر بلای اعضا
درد همه را به جان خریده
درد همه را به جان خریده
پوشیده ز زخم خار و هرگز
یک گل به مراد دل نچیده
یک گل به مراد دل نچیده
خیاط ازل قبای زحمت
بر پیکر خستهات بریده
بر پیکر خستهات بریده
تا نان به شکم رسد همه روز
صد خار غمت به دل خلیده
صد خار غمت به دل خلیده
جلد تو ستبر گشته از کار
ای دست عزیز رنجدیده
ای دست عزیز رنجدیده
تا پنجهی رهنمای دایه
شد از کف کوچکت کشیده
شد از کف کوچکت کشیده
روزت گذرد به رنج بردن
شامت به سرشک غم ستردن
شامت به سرشک غم ستردن
ای دست شریف پاکدامن
پاکیزه چنانکه گل به گلشن
پاکیزه چنانکه گل به گلشن
آلایش دامن کسان بین
و آلوده نگه مدار دامن
و آلوده نگه مدار دامن
شریان تو گر تهی نگشتهست
زان خون که بود به دامن من
زان خون که بود به دامن من
گر بشکندت جفای گردون
خواهم نشوی وبال گردن
خواهم نشوی وبال گردن
مگسل پیوند یاری از خلق
پیوند تو بگسلد گر از تن
پیوند تو بگسلد گر از تن
با دشمن خویش دوستی کن
کاین چیره کند تو را به دشمن
کاین چیره کند تو را به دشمن
میباش عصای خستهحالان
یا راهنمای نونهالان
یا راهنمای نونهالان
ای دست نگویمت چسان کن
کاری که سزای توست آن کن
کاری که سزای توست آن کن
چندانکه توانی از محبت
دلهای شکسته شادمان کن
دلهای شکسته شادمان کن
خدمت به کسان اگر توانی
ای دست ستوده رایگان کن
ای دست ستوده رایگان کن
دلبسته سود دیگران باش
ور بر تو زیان رسد زیان کن
ور بر تو زیان رسد زیان کن
گر نیست زبان استمالت
انگشت ضعیف را زبان کن
انگشت ضعیف را زبان کن
دامان اگرت نمانده کف را
بر فرق یتیم سایبان کن
بر فرق یتیم سایبان کن
تا روح مرا بری به افلاک
ده پنجه خویش نردبان کن
ده پنجه خویش نردبان کن
گر جملهجهانیان شریرند
تو عکس همه جهانیان کن
تو عکس همه جهانیان کن
زین هستی چند روزه با خیر
تحصیل حیات جاودان کن
تحصیل حیات جاودان کن
یاریگر دلشکستگان شو
مرهمنه زخن خستگان شو
مرهمنه زخن خستگان شو
.
.
( دیوان-365 )
( خاشاک- 242/43 )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر