مگر نهاده خدا در زمان خلقت من
درون سینه دل پیر خستهجانی را
درون سینه دل پیر خستهجانی را
دلی که برقصفت برده از دیار وجود
به سوی پیری و سوی عدم جوانی را
به سوی پیری و سوی عدم جوانی را
و گرنه گرد نسازد به عمر کوته من
دل جوان به جوانی،غم جهانی را
دل جوان به جوانی،غم جهانی را
.
.
( دیوان-446 )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر